چالش های زندکیِ من
-
تاریخ: 1405/6/10 ساعت: 3:25
در روز جاری ساعت ۷:۲۰ ساعت گوشیم زنگ خورد،یکم تو جام وول خوردم بعد یه نگاهی کردم دیدم ویهان بیداره،و از اونجایی که دیشب قبل ۹ بیهوش شد و خوابید از خستگی، صبح خیلی راحت بیدار شد...همش فکر میکنم اینا که پسر بچه دارن و جایی برای بازی کردنش ندارن چیکار میکنن...من تا وقتی که ویهان سه،چهار ساله بود دائم م...
نقشه روی آب همسر
-
تاریخ: 1405/6/10 ساعت: 3:25
روزنگار آنچه در من میگذرد نقشه روی آب همسر اومدم ادایِ این برون گراها و آدمای اجتماعی رو در بیارم اسمس دادم به دوستم که میدونم سرت شلوغه هر وقت خلوت شدی بگو یه گپی باهم بزنیم...الان دو باره داره زنگ میزنه یبار داشتم تلفنی با کسی حرف میزدم که نمیشد قطع کنم یبار دیگه هم گوشیم در دسترس نبود الان دوستم ...
تعطیلات شخمی
-
تاریخ: 1405/6/10 ساعت: 3:25
روزنگار آنچه در من میگذرد تعطیلات شخمی این چند روز تعطیلی تصمیم گرفتیم بریم یه گوشه با چندتا از دوستامون،حال و هوامون عوض شه...یکی از دوستامون گفت که مهمون دارم،یکی دیکه هم درست روز قبل یکی از پشت زد به ماشینش،اعصای مصاب نموند براش...هیچی دیگه احمد گفت همونی که اعصاب نداشت شام بیاد خونه ما ...اینطور...
مازوخیزم
-
تاریخ: 1405/6/10 ساعت: 3:25
روزنگار آنچه در من میگذرد مازوخیزم در زمان حاضر یکی از بدترین روزای زندگیم بود به الهام ویس دادم و کلی گلایه از مامان بابا و حماقتاشون کردم...الهام سعی کرد ارومم کنه،خودمم وقتی دیدم با این حرفا حال اونم تو غربت بد میشه،گفتم بیخیال بابا،خیالت راحت منم این اخلاقاشون رو به چپ ویهان هدایت میکنمنگران من ...
تنبل ترین زن دنیا
-
تاریخ: 1405/6/10 ساعت: 3:25
روزنگار آنچه در من میگذرد تنبل ترین زن دنیا تنبل ترین آدم روی زمین شدم،حال ندارم تکون بخورم موتورم از مهر پارسال که خاموش شده هی روشن میشع یک کیلومتر میره جلو باز خاموش میشه...مثلا در حال استراحتم یادم میوفته هزارتا درس و کار نیمه تموم دارم،بلند میشم میرم سر کتاب زبان پنج دقیقه بعد به پوچی در عالم ه...
چالش جابجایی
-
تاریخ: 1405/6/10 ساعت: 3:25
این چند وقت که خونرو گذاشتیم برای فروشرسانی خیلی حس عجیبی دارم هم دلم برای خونه تنگ میشه هم تغییر دلم میخواد هم غمگینم بخاطر تحولات هم خوشحالم و به آینده امیدوار هم از آینده میترسم کلا حال غریبیه امیدوارم از پس این چالش بربیام الان میفهمم اینا که مهاجرت میکنن یه کشور دیگه چقدر انتخابشون سخته،چقدر ب...
سیندخت
-
تاریخ: 1402/1/28 ساعت: 13:41
چند روز پیش بعد از شش ماه که کتاب دست نگرفته بودم دوباره شروع کردمواقعیت اینه از مهر پارسال واقعا دست و دلم به هیچ کاری نمیرفت یعنی کلاس زبان و باشگاه هم بزور میرفتم، یجورایی انگار برای زنده بودن مجبور بودم برم...و هرکار میکردم مغزم آماده نبود برای کتاب خوندن...مخصوصا کتاب هایی که نیاز به اندیشیدن د...
فکرای قشنگ ویهان
-
تاریخ: 1402/1/28 ساعت: 13:41
امشب موقع خواب ویهان گفت: مامان میدونستی آدمای پولدار آخرش فقیر میشن و آدمای فقیر آخرش پولدار ما متوسط ها همینطوری میمونیم وسط...نگاش کردم و گفتم:نمیدونم شاید،چی شد که اینطوری فکر کردی گفت:همینطوری،آخه توی قصه ی کتابا همیشه اینطوری میشه...گفتم:قصه ی کتابا همیشه واقعی نیست که...یکم فکر کرد بعد گفت:عه...
-
تاریخ: 1402/1/28 ساعت: 13:41
تصمیم گرفتم از این به بعد هر وقت خواستم تصمیم بزرگی برای زندگیم بگیرم،بشینم دلایل اون تصمیم رو برای خودم بنویسم،چون معمولا بیشتر اوقات که یه تصمیمی رو گرفتم اون زمان دلایل خاص خودم رو داشتم اما به مرور زمان اون دلایل یا از بین رفتن یا تاثیرشون روی زندگیم خیلی کم شده ،بعد من هی با خودم تصمیمات قدیمی ...